به خدا عشق به رسوا شدنش مي ارزد
به خدا
عشق به رسوا شدنش مي ارزد
و به مجنون و به ليلا شدنش مي ارزد
دفتر قلب مرا واكن و نامي بنويس
سند عشق به امضا شدنش مي ارزد
گر چه من تجربه اي از نرسيدن هايم
كوشش رود به دريا شدنش مي ارزد
كيستم؟ باز همان آتش سردي كه هنوز
حتم داردكه به احيا شدنش مي ارزد
با دو دست تو فرو ريختن دم به دمم
به همان لحظه برپا شدنش مي ارزد
دل من در سبدي عشق به نيل تو سپرد
نگهش دار به موسي شدنش مي ارزد
سالها گر چه كه در پيله بماند غزلم
صبر اين كرم به زيبا شدنش مي ارزد
مهدی عابدی
اینم یه شعر دیگه از آقای مهدی عابدی،
افسانه ی عاشق شدن از دم دروغ است
چیزی به نام عشق در عالم دروغ است
اسطوره ها از واقعیت بی نصیبند
جنگیدن سهراب با رستم دروغ است
ما را خدا مطرود کرد از خود والا
جریان گندم خوردن آدم دروغ است
کفر است میدانم ولی میگویم آری
افسون عیسی پاکی مریم دروغ است
بیهوده دل بستی به نامردان که جز من
هر کس بگوید دوستت دارم دروغ است
حالا که حرف از راستگویی شد بگویم
حتی همین شعری که خواندی هم دروغ است
مهدی عابدی

